تبليغاتX
غروب ها همه راهي جاده طلوعند
به ایلام ,عروس زاگرس خوش آمدید
"ايلام " واژه‌اي غريب نيست، نامش ذهن انسان را به دور دست‌هاي تاريخ مي‌كشاند.
 

گردنه کبیر کوهارتفاعات شمالی شهر ایلام

در ادامه مطلب عکس ها را در اندازه واقعی ببینید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 1:33  توسط میلاد | 
 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 20:57  توسط میلاد | 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 20:54  توسط میلاد | 
  

 

در ادامه مطلب عکس ها را در اندازه واقعی ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 20:48  توسط میلاد | 
 

 

سرزمينی كه اكنون استان ايلام نام دارد، بنا به اسناد تاريخی فراوان، بخشی از كشور عيلام باستان بوده است. اين كشور در حدود 3000 سال پيش از ميلاد به وجود آمده و تا سال 640 پيش از ميلاد به حيات اجتماعی خود ادامه داده است.

مطالعۀ تاریخ ایلام با بررسی تاریخ تمدنهای آکاد سومر، بابل وآشور، روشن تر می نماید :

 به نقل از کتابهای تاریخی ، بابلی ها بخش مرتفع سرزمینی را که در شرق بابل قرار داشت آلامتو یا آلام می نامیدند که به معنای کوهستان و شاید سرزمین طلوع خورشید یا مشرق بوده است .

کشور عیلام ، شامل خوزستان ، لرستان ، پشتکوه ( ایلام امروزی ) و کوههای بختیاری بوده است ، حدود این کشور از مغرب ،  رود دجله ، از شرق ، بخشی از پارس ، از شمال ، راه بابل به کوههای بختیاری ، و از جنوب ، خلیج فارس تا بوشهر بوده است و در دوره عظمت ، از سمت مغرب ، به بابل و از مشرق به اصفهان محدود می شده است .

این سرزمین از دو بخش کوهستان و دشت تشکیل شده است که بخش کوهستان آن به علت اوضاع جغرافیایی ، دست نخورده مانده و از هجومهای اقوام همسایه در امان بوده است. بخش دشت آن نیز به علت ارتباط با تمدنهای همسایه ، مرکز یکی از مهمترین تمدنهای بشری بوده است .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 20:40  توسط میلاد | 

شیشه پنجره را باران شست از دل ما/چه کسی نقش تو را خواهد شست؟


  • کشت مرا غربت و غم ای مه جانانه ام
  •  کُشتی و رفتی چرا بین که چو دیوانه ام
  • یاد بیاور زمان خاطره ها چون گذشت
  • مست و دل ازرده شد این دل مستانه ام 
  • ساقی و ساغر چرا از دل و جانان برفت
  • مستی و دیوانگی بر سر و پیمانه ام 
  • من شده ام بی وفا یا که تو ناز می کنی
  • تن تننا تن تنن عاشق و بیگانه ام 
  • شاعر و شوریده ای ای دل من غم مخور
  • زین دو هزاران فریب یار تو و خانه ام  


خون قرمزه رنگه عشقه ، اشک بيرنگه درد عشقه

خون وقتي مياد بيرون ميسوزه اما اشک اول ميسوزه بعد بيرون مياد

خون مال زخم جسمه ولي اشک مال زخم روحه

جاي زخم خون خوب ميشه ولي مال اشک خوب نميشه

خون هميشه مال درد و غمه ولي اشک بعضي وقتا مال خوشحاليه

جلوي خون و ميشه گرفت ولي اشک رو نه

از جاري شدن خون، کسي خجالت نميکشه اما بعضيا از اينکه اشک بريزن خجالت

 

 

 

بي وفايي کن ، وفـايت مي کنند با وفا باشــــي جفايت مي کنند مهرباني گرچه آئيـني خوشست مهربان باشي ، رهايت مي کنند

: کسي، هرکسي، هيچ کس. کار مهمي در پيش داشتند و همه مطمئن بودند که يک کسي اين کار را به انجام مي رساند. هرکسي مي توانست اين کار را بکند،‌اما هيچ کس اين کار را نکرد. يک کسي عصباني شد، چرا که اين کار، کار همه کس بود، اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را نخواهد کرد. سرانجام داستان اين طوري تمام شد که هرکسي يک کسي را سرزنش کرد که چرا هيچ کس کاري را نکرد که همه کس مي توانست

 



+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 20:39  توسط میلاد | 
Image and video hosting by TinyPic

تنها صداست كه مي ماند.ازصدای سخن عشق ندیدم خوشتر.صدایی به وسعت یک سرزمین وآوایی به بلندای

یک قرن.درعصرگمگشدگي عشق آوازه خواني مي خواند.فریاد دل ميليونها ايراني.درود بر حضرت عشق

یگانه پادشاه موسیقی ایران زمین.ترانه خوان ماندگار موسیقی ما وقتي كه مي خواند عشق آغاز مي

شود.صداي بی همتا و تكرار ناپذير یک ملت.سفیر دل عشاق با معجزه عشق به کعبه دلها سفر میکند.سلطان

صداي ايران زمين واين صداي هميشه صدا با نوايي دل انگيزتو را غرق در اعماق رويا مي كند.ابر مرد

موسيقي ايران و استاد ترانه هاي عشق دلها را به لرزه عشق در مي آورد.اين وارث خاطرات من و تو با

صدايي مخملي و جادويي ما را به ضيافت عاشقان فرامي خواند. بخوان ای معجزه دلهای عاشق.بخوان ای

اسطوره ترانه عشق. بخوان که تو اثتثنای این شهر ودیاری. بخوان اي آوازه خوان كه تو تنها باز مانده

عصر آوازه عشقي اي آوازه خوان. بخوان بخوان بخوان اي جاودانه صداي عشق بخوان.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 20:39  توسط میلاد | 
 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 20:31  توسط میلاد | 
 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 20:31  توسط میلاد | 
2
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 20:31  توسط میلاد |